{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
in situ
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۹
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
درجا
۶
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
درجا
۱
۰
[MedicalDic]
[... عمومی ...]
درجا، در محل
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
در محل
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
در بطن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
میدانی
۱
۱
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
در جای خود
۱
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی معدن ]
برجا
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
در جا، در محل
۰
۱
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
درون جا
معنی in situ, معنی هئ سهفع, معنی in situ, معنی اصطلاح in situ, معادل in situ, in situ چی میشه؟, in situ یعنی چی؟, in situ synonym, in situ definition,
معنی hurdle race
,
ترجمه hurdle race
به فارسی,
معنی ترموهیدرولیک
,
ترجمه ترموهیدرولیک
به انگلیسی,
معنی 0
,
معنی دارای تمایل جنسی کمتر از طبیعی، دارای ناتوانی جنسی,
,
ترجمه دارای تمایل جنسی کمتر از طبیعی، دارای ناتوانی جنسی,
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی